|
|
|
|
با ازدواج ، برای مرد ها چیزی تمام می شود اما برای زن ها چیزی شروع می شود. |
||
|
|
|
|
|
عجب رسمی داره این دنیا، رسم رسم سختی است اما محور این رسم خود مایییم که در مختصات زندگی مانده ایم تومحور مختصات این رسم منم محور X ها با هزاران مجهول که محور yها یی از نمی دانمها بر من عمود شده است.و سهمی هایی که مدام بر آن عبور می کنم.عجب رسمی داری ای زمانه . |
||
|
|
|
|
|
در دریای نگاه تو مردمکان چشمانت مروارید های من بودند و تو شاه ماهی من .شاید تقدیر این بود که من دیر به ساحل برسم. و من همیشه دیر رسیدم، شاید باید با قایق قبلی می آمدم.و تقدیر من این شد من دیر رسیدم.شاید..
|
||